تابلوی اعلانات
قسمتی از نامه حضرت علی به مالک اشتر(11)
نامه حضرت علي(ع) به مالك اشتر (والي مصر) كه ضمناً دستور تحقيق و گزارش از وضع نيازمندان را صادر فرموده اند :"و تو مسئوليت همه آنان را بر عهده داري . پس مبادا مستي رياست ثروت تو را از رسيدگي بدانها باز دارد، كه يقيناً به دليل پرداختن به كارهاي مهم از ناديده گرفتن حق پيش پا افتاده معذور نباشي" يکشنبه 10 مرداد 1389
 
آرشیو
 
خواندنی 3
    از كتاب زينت المجالس : در زمان قديم جوان بزازي دختري زيبا را ديد كه سائل بكف بود ، از والدينش خواستگاري كرد . گفتند :‌به كسي غير از گدا دختر نمي‌دهيم . جوان تعجب و امتناع كرد. پدر دختر گفت : شب به فلان مسجد بيا تا موضوع را درك كني . جوان به مسجد رفت . پدر دختر گدا يك رشته گردنبند قيمتي به كساني كه در مسجد بودند نشان داد و اظهار داشت كه پيدايش كرده‌ام و در عين حال كه گرسنه و حتي به پشيزي نياز دارم ، دست خيانت به آن نمي‌زنم. معتمدين مسجد گردنبند را گرفتند و پولهاي كلاني به مرد دادند . مرد رفت . دقايقي بعد زني دادزنان و فريادكنان كه مي‌گفت : (( واي بحال من گردنبند قيمتي گم كرده‌ام شوهرم مرا طلاق داده و مرا از خانه بيرون خواهد كرد بدبخت شده‌ام )) ، وارد مسجد شد . معتمدين مسجد علائم گردنبند را پرسيدند عين همان بود . در واقع مرد گردنبند عيالش را گرفته و به مردم نشان داده بود كه پيدايش كرده‌ام . معتمدين گردنبند را به زن دادند و دعاكنان رفت . بزاز جوان بجاي موعود براي ملاقات رفت بالاخره قانع شد كه به حرفه گدايي درآيد و با دختر ازدواج كند .
 

چاپ ارسال برای دوستان
 
  صفحه اصلی  گالری تصاویر   آرشیو اخبار و تازه ها عضویت   ورود به سایت   تماس با ما   Developed by ITShams.ir